تاریخ انتشار  :  11:04 صبح ۱۳۹۷/۱۱/۱۸
تعداد بازدید  :  205
Print
   
یادداشتی به مناسبت 40 سالگی انقلاب اسلامی

محمدحسین فیاض نویسنده یزدی در یادداشتی به معجزه انقلاب اسلامی از منظر نور پرداخته است.
به گزارش روابط عمومی حوزه هنری استان یزد: به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی محمدحسین فیاض نویسنده یزدی در یادداشتی ادبی به انقلاب اسلامی و ظهور این پدیده الهی از منظر نور پرداخته است.
«انتهای فجر»
شبی بود، سیاه شبی! ابرهای تیره و تار بر وطنمان سایه گسترده بود و ظالمان مست از شراب شهوت، زالوصفت بر تخت ظلمت تکیه زده و آزادی را به بند کشیده بودند. زمانی که صداها در گلو خفه می‌شد و هیچ کبوتری حق پرواز و هیچ غنچه‌ای حق شکفتن نداشت.
به ناگاه رحمت حق باریدن گرفت و انوار آفتاب، ساطع و دل‌های عاشقان به نور او روشن شد. امام‌مان آمد و ندای «جَاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْبَاطِلُ» بر بام ایران اسلامی ‌طنین‌انداز شد. اولین طلیعه‌های نور خدا آشکار شد چراکه « وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ».
دیری نپایید که خفاشان شب‌پرست که طاقت رؤیت نور و تحمل پرواز کبوتران آزاد را نداشتند، به سرزمین‌مان حمله کردند و هجومی سخت را برای گلستان نوپای ایران رقم زدند. تهاجمی‌ که گل‌های زیادی را پرپر کرد و رودهای آبادانی را خشکاند و امام مهربان را داغدار کرد.
باغبان به تجارتی خدایی دعوت می‌کند. ای کبوتران و ای پرستوهای عاشق! بیایید؛ بیایید که درختان باغ تشنه‌اند. در مسیر نور بال و پر از دست دهید تا سرو را توان ایستادن باشد. جان و مال هدیه آورید تا غنچه‌های ناشکفته فرصت شکفتن داشته باشند.
فاسقان یهود و ظالمان نصارا، به قصد خاموش کردن نور خدا؛ بر آشیان مرغان آتش زدند و در این هجوم هر آنچه از جهل و ظلم و شهوت بود را به خدمت گرفتند؛ اما این مؤمنان به خورشید بودند که با نصرت از جانب الله و در تبعیت از هدایت و دین حق، آتش هجوم وحشیانه ابلیس و ابلیسیان را خاموش کردند و گرگ‌های گرسنه‌ی جان و مال و ناموس این سرزمین را به عقب راندند. جهادی بود جانانه و تجارتی عاشقانه که ثمراتش باقی است.
باغبان، عروجی آسمانی نمود و در جوار روح‌الله آرام گرفت. جوانمردی دیگر، میراب بصیر و مقتدر این سرزمین نورانی شد. بیست و اندی سال است که طوفان از پس طوفان و فتنه در پی فتنه‌ای دیگر ما را می‌آزماید و تنها نگاه به چشمان ولیّ و تأیید اوست که ما را زنده و قائم نگه‌ داشته است.
کافی است چشمانمان را بشوییم و اطرافمان را بهتر بنگریم؛ دست‌های نصرتش را می‌بینیم. قدری بیاندیشیم. عبرت‌ها بسیارند و عبرت گیرندگان اندک‌. بعد از سالها گذشتن از بهمن‌ها، درختان باغ تنومند شده‌اند و سر به آسمان می‌سایند. باغ کوچک آن زمان، امروز سرزمینی سرسبز به پهنای قلوب پاک‌طینتان عالم شده است. آفتاب، دل‌های همسفران به سوی خورشید را زنده و گرم ساخته و عشق به مطلع فجر را درونشان شعله‌ور کرده است. نگاهی دیگر بیانداز. سوریه آزاده را می‌بینی؟ یمن مبارز، عراق مجاهد، فلسطین مقاوم، مسلمانان انقلابی عربستان و بحرین و حتی آن دورترها، نیجریه زنده و قائم را؟ این‌ها فتوحاتی است قریب!
خورشید نورافشانی خود را وسعت و شدت بخشیده و بیداری الهی است که شکل گرفته. پاک‌طینتان عالم و آزادی خواهان دنیا، مسیر تشکیل امت واحده‌ای را در پیش گرفته‌اند که مانند شیری پرتوان و غراّن، گورخران رمیده و ترسان را از حریم‌های نورانی فراری دهد.
حركت عظيم الهی اربعین را می‌بینی که با نور ثاراللّهی امام عالم به تجمع بزرگ موحدان عالم منجر شده و در مقابل کسانی که می‌خواهند نور خدا را با دهانشان خاموش کنند اما نمی‌دانند که برنامه قطعی خداوند «مُتِمُّ نُورِهِ» است، خواهند دید که دوباره خداوند چگونه با نورالله اربعین تمام عالم و آدم را به سمت خورشید حرکت خواهد داد و این بشارت از آن مؤمنین است.
اکنون ما هستیم، وارثان تمام خون‌ها از آغاز تا کنون، وارثان داغ‌ها و سوزها، مصیبت‌ها و شهادت‌ها در این زمانه‌ی رویارویی عیان حق و باطل. ما هستیم و تام شدن دوباره نور ربّ و تأثیر آن در وجود موحدان عالم بعد از گذشت چهل سال از انفجار نور. ما هستیم و ندای او که ما را به انصارالله دعوت می‌کند که اگر چنین کنید، تأییدتان می‌کنم و بر دشمنان غلبه‌تان خواهم داد.
و چه زیباست که خدای عزیز و حکیم ما را مجبور به اختیار کرده است. بیداری، بصیرت، قیام و تبعیت از نور تا رسیدن به سرزمین خورشید و یا غفلت، قعود و رضایت به طاغوت و حرکت به سمت درکات ظلمت. اکراهی نیست؛ انتخاب با خودمان است ولی «أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ» .

نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال