نام : مهدي
نام خانوادگی : چيتي
عنوان :
تاریخ تولد :
جنسیت : مرد
نقاش

                                                                سيد مهدي چيتي

                                                                       مهديه حسيناني
همواره استان يزد دامان پرورش هنرمنداني بوده كه از دل اين كوير تفتيده برخاسته اند نقشي زدند آفريدند و خلق كردند. استاد چيتي از آن دست هنرمنداني است كه از كوچه پس كوچه هاي پر غبار يزد برخاست و قلمي راند و با روح لطيف و سرشار از احساسش خالق آثاري شد كه امروز همه ما با وجود او برخود مي‌باليم.
 وي از همان دوران كودكي به نقاشي عشق مي‌ورزيد و به سبب اين عشق بارها مورد تنبيه معلم مكتب خانه قرار گرفت ولي آتش اين عشق ، سوزانده تر از آن بود كه بتوان آن را اين چنين خاموش كرد.
وي در سنين جواني بي‌مدد استاد با دستاني توانا و با ظرافت آن چه را كه در ذهن سرشار از ذوقش نقش مي‌بست بر پيكره سنگ تصوير مي كرد شور و شوق يادگيري وجودش را متلاطم مي ساخت و او را كه تشنه آموختن بود راهي تهران كرد.
در آنجا با استاد كمال‌الدين بهزاد ملاقات كرد و از محضر اين استاد نامدار بهره ها برد و بعد از مدتي به شاگردي استاد صنعتي‌زاده كرماني درآمد و نزد اين استاد اصول اوليه مجسمه‌سازي و نقاشي را فرا گرفت و بعد از كسب تجربه‌هاي فراوان به موطن خود باز گشت و در همان زمان به خدمت آموزش و پرورش در آمد در همان سالها با استاد نور محمد مير عمادي آشنا شد و حاصل اين آشنايي موجب تكامل هنر نقاشي و مجسمه سازي شد .
استاد نه شاعر بود كه در مدح سالار شهيدان قطعه شعري بسرايد و نه نويسنده كه از عظمت مقام آن سرور چيزي نگارد او قلم و رنگ مي‌دانست و عشق خود را نسبت به اهل بيت و جدش حسين بر پرده‌هاي مخمل نقش مي‌زد هر قلمي كه مي‌راند با قطرات اشك او عجين بود او نخستين مرثيه‌خوان پرده‌هاي عاشورائي خود بود كه اگر چنين نبود مخملهاي سياهش بوي غربت و شهادت را نمي‌داد.
او نه تنها با قلم و رنگ آثار سرشار از عشق و معنويت مي‌آفريد بلكه با موزائيك‌هاي رنگي نقشهايي بر اين دل خشكيده مي‌زد و آنچنان شيفته اين كار شده بود كه ناب ترين كارهاي هنريش را بايد در ميان آثارش در اين زمينه جست. ولي طبع بلند روحي سرشار از معنويت و فروتن چون عياران داشت و كمتر هنرمندي بود كه در محضر استاد مشرف شود و از خوان بيكران محبت او بي‌بهره باشد.
در كار نقاشي عشق رهبر او بود و وي را به بهر بيكران هنر مي‌كشيد.
او در سراسر عمر پربارش ساده و بي آلايش زندگي كرد و با ما آموخت هنر يك هنرمند بايد سراسر عشق و معنويت باشد امروز جاي اين هنرمند در ميان ما خالي است.
روحش شاد ، يادش گرامي و راهش پررهرو باد.